پرورش و اصلاح نژاد سیاسی اوباما اوباما

پرورش و اصلاح نژاد: سیاسی اوباما اوباما دوشنبه دانشگاه باراک اوباما ریاست جمهوری اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی روحانی نمی خواست هیچ کدام از اعضای کابینه نامزد شوند/ آیت الله هاشمی احتمال می

محمد هاشمی در مورد روند گزینش کاندیدای پوششی در انتخابات ریاست جمهوری، گفت: هنگامی که دیدم حرف مرحوم آیت الله هاشمی زمین مانده و کسی نرفته، حدود ظهر روز آخر جهت

روحانی نمی خواست هیچ کدام از اعضای کابینه نامزد شوند/ آیت الله هاشمی احتمال می

محمد هاشمی: روحانی نمی خواست هیچ کدام از اعضای کابینه نامزد شوند/آیت الله هاشمی احتمال می داد روحانی را رد صلاحیت کنند

عبارات مهم : سیاسی

محمد هاشمی: روحانی نمی خواست هیچ کدام از اعضای کابینه نامزد شوند /اصلاح طلبان مخالف نامزدی من بودند /آیت الله هاشمی احتمال می داد روحانی را رد صلاحیت کنند /من هم می توانستم کاندیدای پوششی باشم/همنشینی لاریجانی و خاتمی انتخاباتی نبود /رای ملی لاریجانی یک میلیون و سیصد هزار است/زیر پای رییسی پوست خربزه گذاشتند/رای قالیباف کمتر از رئیسی بود/رییسی اگر صبر می کرد سرنوشتش عوض کردن می کرد/قالیباف پرونده سیاسی خود را بست

محمد هاشمی در مورد روند گزینش کاندیدای پوششی در انتخابات ریاست جمهوری، گفت: هنگامی که دیدم حرف مرحوم آیت الله هاشمی زمین مانده و کسی نرفته، حدود ظهر روز آخر جهت عضویت رفتم. آنطور که من شنیدم آقای دکتر روحانی قبلا منع کرده بودند که کسی از اعضای کابینه عضویت کند … هنگامی که من رفتم عضویت کردم مردها موسوی لاری، مرعشی و یک نفر دیگر نزد آقای روحانی رفتند و اصرار کردند که اجازه دهد آقای جهانگیری نیز عضویت کند . ایشان دیگر اجازه دادند و آقای جهانگیری عضویت کردند.

به گزارش نامه نیوز؛ فضای سیاسی کشور بعد از انتخابت ریاست جمهوری مثل ادوار گذشته آرام نشد. شور انتخابات مجلس یازدهم و دولت سیزدهم از همین حالا در لابه لای اظهارنظرها و کارها سیاسیون قابل مشاهده هست. دو سال تا 98 باقی مانده و دعوای ائتلاف و عدم ائتلاف شروع شده است هست. چهار سال تا 1400 باقی است و از حالا بعضی از گزینه های احتمالی دیدارهای به عنوان نمونه اتفاقی را شروع کرده اند. در این فضا خوب است نگاهی به اوضاع دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا داشته باشیم و ببینیم کدام یک جهت انتخابات آتی آماده تر هستند.

روحانی نمی خواست هیچ کدام از اعضای کابینه نامزد شوند/ آیت الله هاشمی احتمال می

محمد هاشمی فعال سیاسی اصلاح طلب اعتقاد است که اصولگرایان مسیر ناهموارتری پیش رو دارند. او در گفت و گویی تفصیلی با نامه نیوز به شکاف های درونی و ضعف های جریان اصولگرا پرداخت و گفت: « تناقض گویی و سوء عملکرد در جبهه اصولگرا، زیاد بوده و به همین علت هم خیلی مورد توجه و اسقبال مردم نیستند».

آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفت و گو «نامه نیوز» با محمد هاشمی است.

محمد هاشمی در مورد روند گزینش کاندیدای پوششی در انتخابات ریاست جمهوری، گفت: هنگامی که دیدم حرف مرحوم آیت الله هاشمی زمین مانده و کسی نرفته، حدود ظهر روز آخر جهت

***

* بررسی فضای سیاسی کشور را از اصلاح طلبان شروع کنیم. این جریان سیاسی در چند انتخابات اخیر به واسطه ائتلاف با میانه روها توانست تا حدی به نتیجه مطلوب برسد. قرار است این استراتژی همچنان ادامه داشته باشد؟ یعنی در انتخابات های آتی نیز شاهد ائتلاف هایی از این دست خواهیم بود؟

در پاسخ به پرسش شما باید به توصیه ای اشاره کنم؛ تقریبا 38 سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته هست. فضای سیاسی کشور در دو یا سه انتخابات اولیه (با احتساب مجلس در سه، چهار انتخابات) اینگونه نبود که جناح های متفاوت وجود داشته باشد. گروه های متفاوت بودند ولی معمولا در انتخابات تقریبا یک نوع وحدت نظر بود و مرزبندی های فعلی و جناح بندی ها نبود یا کمتر بود. از وقت تشکیل این جبهه ها ( جبهه اصلاحات به نام های مختلف، جبهه اصولگرا با نام های متفاوت و جبهه اعتدالگرا) ضریب نفوذ هرکدام از آن ها در انتخابات ها این گونه است: اصولگرایان حدود 20 درصد، اصلاح طلبان در همین حد شاید درصدی کمتر و گروه اعتدالگرا که وابسته به آقای هاشمی تلقی می شده است – البته وابستگی تشکیلاتی وجود نداشته ولی در اذهان جامعه اینگونه بوده است – بین 37 تا حدود 40 درصد. درواقع در همه انتخابات ها این ضرایب نفوذ ثابت بوده است.

روحانی نمی خواست هیچ کدام از اعضای کابینه نامزد شوند/ آیت الله هاشمی احتمال می

بنابراین اگر یک زمانی که با هم ائتلاف کرده اند، پیروز شده است اند. به عنوان نمونه در سال 76 هنگامی که که اصلاح طلبان با اعتدالگرایان و عاملان ائتلاف کردند، بالای 70 درصد آرا را آوردند و موفق شدند. انتخابات 80 هم همان ائتلاف پیروز شد. سال 84 که اصلاح طلبان جدا شدند و خودشان دو کاندیدای مستقل ( مردها کروبی و معین ) داشتند و آن طرف آیت الله هاشمی هم بود ، نتیجه تصویر شد. اصولگرایان هم در مرحله اول همان رای خودشان را داشتند.

تعداد کل آرا حدود 28 میلیون رای بود که از این میزان در دور اول حدود 5 میلیون آقای احمدی نژاد، 5 میلیون آقای کروبی، 8 میلیون آقای هاشمی، 4 میلیون آقای معین، یک میلیون آقای علی لاریجانی، یک میلیون و خرده ای هم آقای مهرعلیزاده سهم داشتند. در دور دوم، به علت اتفاقی که افتاد، رای اصولگرایان 18 میلیون و رای آقای هاشمی که همه اصلاح طلبان پشت او قرار گرفتند، 10 میلیون شد. بر اساس آمارهای گذشته این این جابجایی درست نبود ولی به هر حال به هر دلیلی اینگونه اعلام کردند. سال 88 نیز همان انتخابات 84 با همان سبک و سیاق برگزار شد. در انتخابات 92 دومرتبه ائتلاف شد و می بینیم که قضیه برگشت. در 94 و 96 نیز همینطور. بعد ما نتیجه می گیریم که اگر شرکت در انتخابات جهت جناح های سیاسی با نشانه پیروزی باشد، ائتلاف ناگزیر و اجتناب ناپذیر هست. یعنی هیچکدام از این گروه ها یا جناح های سیاسی به تنهایی نمی توانند اکثریت آرا را به دست آورند.

محمد هاشمی در مورد روند گزینش کاندیدای پوششی در انتخابات ریاست جمهوری، گفت: هنگامی که دیدم حرف مرحوم آیت الله هاشمی زمین مانده و کسی نرفته، حدود ظهر روز آخر جهت

زمانی می توانند که دو تا از آن ها با هم ائتلاف کنند. اگر شرکت در انتخابات با نشانه پیروزی باشد و تنها نشانه وزن کشی داشته باشد به این مفهوم که یک جناح یا گروهی بخواهد وزن خودش را دریابد، می توان ائتلاف نکرد. بعد در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که ائتلاف بستگی به نشانه شرکت در انتخابات دارد. هنگامی که جناحی با نشانه پیروزی شرکت می کند، بدون ائتلاف نمی تواند.

*یعنی اگر بدون ائتلاف وارد کارزار انتخابات شود، به این معنی است که از ابتدای کار شکست را پذیرفته است.

بله، چون وزنش هم آنقدر زیاد نیست.

روحانی نمی خواست هیچ کدام از اعضای کابینه نامزد شوند/ آیت الله هاشمی احتمال می

* با توجه به این منطق و نتیجه انتخابات های اخیر که همین را ثابت می کند، چطور می شود که آقای عارف می گوید در انتخابات 98 ائتلاف نمی کنیم؟

حرف یک نفر در یک شرایط خاص که خواسته ای را مطرح می کند، وحی منزل نیست. معمولا این جمع است که حرف نهایی می زند. حالا تک تک افراد اصولگرا و اصلاح طلب و اعتدالیون را می بینید که بعضا صحبت می کنند ولی صحبت های آن ها نظر جناح نیست. سخنگوی جناح نیستند و نظر شخصی ارزش را بیان می کنند. از الان نیز معلوم نیست که اصلاح طلبان در 98 با قصد پیروزی می خواهند شرکت کنند یا با قصد وزن کشی. این را آن موقع تعیین می کنند. فعلا نمی توان جهت حرف ها خیلی اعتبار عملی قائل بود.

*دیگر اشخاص اصلاح طلب نیز مانند شما بیانات آقای عارف را اظهار نظر شخصی دانستند و گفتند که شورای سیاستگذاری باید در مقطع زمانی خاص خودش در این باره تصمیم بگیرد. درواقع اینطور تعبیر شد که اظهارنظر آقای عارف ناشی از رنجش او از نتیجه ائتلاف های قبلی هست. به نظر شما آیا اصلا این رنجش پیش آمد؟

نمی دانم! من البته خیلی در این مورد اطلاعات کافی ندارم و مسئله را رصد نکرده ام. ولی اصل کلام همین است که براساس تجارب 30 و حداقل 20 ساله و چند انتخابات برایتان توضیح دادم.

*اجازه دهید به طور مشخص در مورد انتخابات سال 96 صحبت کنیم. از آقای جهانگیری به عنوان کاندیدای پوششی روحانی استفاده شد. شما قبلا گفته بودید که مرحوم آیت الله هاشمی نظرشان این بود که جریان اصلاح طلب 5 گزینه رزرو داشته باشد. از جمله خود شما، آقای عارف، مردها ظریف و جهانگیری بودند. چه شد که نهایتا آقای جهانگیری جهت ایفای این نقش گزینش شد؟

اتفاقا من نیز به علت همان فرمایش آیت الله هاشمی عضویت کردم. تا حدود ظهر روز آخر عضویت اقدام نکردم چون منتظر بودم از آن 5 فردی که ایشان نام برده بودند، اقدام به عضویت کنند و من دیگر نروم.

*آن 5 نفر مورد نظر آقای هاشمی دقیقا چه کسانی بودند؟

من بودم، مردها جهانگیری، ناطق نوری، دکتر ظریف و آقای عارف.

*** نامزدی من خواست آیت الله هاشمی بود

*چرا ترجیح می داید که کس دیگری عضویت کند ؟

به دلایل خاص نمی خواستم بروم ولی هنگامی که دیدم حرف ایشان ،مرحوم آیت الله هاشمی زمین مانده و کسی نرفته، حدود ظهر روز آخر جهت عضویت رفتم. آنطور که من شنیدم آقای دکتر روحانی قبلا منع کرده بودند که کسی از اعضای کابینه عضویت کند و گفته بودند که اگر کسی می خواهد عضویت کند، اول استعفاء دهد و بعد عضویت کند. البته من این را مستقیم از آقای روحانی نشنیدم ولی بواسطه نقل قول هایی که می شد، شنیدم که ایشان اجازه نداده بودند.

*پس بعدا نظرشان عوض کردن کرد؟

بله، هنگامی که من رفتم عضویت کردم درحقیقت دوستان اصلاح طلب با کاندیداتوری من موافق نبودند و می درخواست کردند یک کسی از خودشان باشد.

*** اصلاح طلبان مخالف نامزدی من بودند

*منظور از دوستان اصلاح طلب طیف عاملان است؟

نه، مردها موسوی لاری، مرعشی و یک نفر دیگر نزد آقای روحانی رفتند و اصرار کردند که اجازه دهد آقای جهانگیری نیز عضویت کند . ایشان دیگر اجازه دادند و آقای جهانگیری عضویت کردند. بنابراین این را می توان اینطور تلقی کرد که اصلاح طلبان با عضویت من مخالف بودند.

* آیا این مخالفت وجود داشت؟

به خاطر اینکه آنطور که بعدا نیز مشخص شده است بود، ضریب پیروزی من اوج بود. یعنی من اگر در انتخابات باقی می ماندم، نسبت به کل رقبا شانس بیشتری داشتم. تلقی من این است که شاید عده ای آمادگی این را نداشتند که با ریاست من مواجه شوند! هرچند که این برداشت شخصی هست. حتی هنگامی که من عضویت کردم صداوسیما از من پرسش می کرد که شما می مانید که با آقای روحانی مسابقه کنید؟ ولی پاسخ من این بود که با آقای روحانی مسابقه نمی کنم. چون اصلا یکی از ادله یا دلایلی که آقای هاشمی می گفتند در صحنه باشید این بود که احتمال رد صلاحیت آقای روحانی را می دادند. یعنی بحث رد صلاحیت ایشان تقریبا بین یک عده ای خیلی فراگیر بود و می گفتند که قطعا رد صلاحیت می شوند. حتی یکی، دو بار مطرح کردند که در شورای نگهبان رای گیری شده است و چند نفری رای داده اند.بنابراین من گفتم من قصد مسابقه با آقای روحانی را ندارم. معنای این حرف این بود که من نیز می توانستم به عنوان نمونه کاندیدای پوششی باشم. اگر آقای روحانی در صحنه می ماند که ماند، من دیگر با آقای روحانی مسابقه نمی کردم. چون ما یک بار این تجربه را در گذشته داشته ایم و دیده بودیم که هنگامی که انتخابات سه کاندیدی می شود، هیچکس پیروز دور اول نیست و ممکن است در دورم دوم حوادث دیگری رخ دهد. بنابراین مبنا این نبود که سه کاندیدیی شود بلکه مبنا این بود که مسابقه بین دو جناح و کاندید مهم باشد. بعد از آنکه صلاحیت من را احراز نکردند، آقای جهانگیری ماند که از ابتدا بنای کاندیدای پوششی بودن را داشت.

*شما فرمودید که دوستان اصلاح طلبان چون ضریب پیروزی شما را زیاد می دیدند به سمت آقای جهانگیری رفتند ولی آیا آقای جهانگیری را به آقای عارف ترجیح دادند با وجود اینکه ضریب پیروزی آقای جهانگیری زیاد از آقای عارف بود؟

نمی دانم از خودشان بپرسید (با خنده)

*نظر شما چیست؟

من اصلا در این زمینه تحلیل خاصی ندارم.

* این می تواند از انتقاداتی به سیاست ورزی آقای عارف وارد است ناشی شده است باشد و به علت انفعال سیاسی او باشد؟

نه، اتفاقا من آقای عارف را یک شخصیت سازنده و بافایده می بینم. ایشان هم متدین است و هم متخصص. عالم و سلیم النفس هست. شاخصه های خوبی دارد. بعضا در درون جبهه ای ها بعضی سلایق وارد می شود.

* همه اصلاح طلبان همین تعریف را از آقای عارف می کنند ولی در بازی های سیاسی سطح اوج مثل کاندیداتوری جهت ریاست جمهوری از او به عنوان گزینه مهم استفاده نمی کنند. حتی در مجلس جهت مدیر شدن از عارف حمایت نمی شود. آیا اصلاح طلبان به تعریف و تمجید از عارف اکتفا می کنند؟

نمی دانم! نمی شود همه چیز را تشخیص داد.

*حالا که بنای صحبت در این باره را ندارید، بگذریم. جهانگیری به عنوان کاندیدای پوششی وارد شدند و در مناظرات انتخاباتی نیز خیلی جلب توجه کردند. به نحوی ظاهر شدند که گفته می شد اگر در انتخابات باقی بمانند شاید رای بدنه جریان اصلاح طلب را از آن خود کنند. بعد از پیروزی روحانی دیدیم که هم در دولت از نقش ایشان کاسته شد و هم جریان اصلاح طلب به نوعی از آقای جهانگیری عبور کرد. گمانه ورود لاریجانی به انتخابات مطرح و از این عنوان استقبال شد. علت این برخورد با جهانگیری بعد از انتخابات چه بود؟

نمی دانم من از اطلاع ندارم که از قدرت ایشان کم شده است باشد.

* با آقای جهانگیری به عنوان فردی که در انتخابات و پیروزی آقای روحانی نقش ایفا کرد، آنطور که انتظار می رفت توجه نشد؛ موافق نیستید؟

بله، منتها ببینید! اشتباه نشود. این نقش صرفا در یک مناظره بود. یعنی هنگامی که نظرسنجی می شد که در مناظره چه کسی موفق بوده، نسبت به آن مناظره می گفتند که آقای جهانگیری و آقای قالیباف خوب بوده اند ولی این عنوان نسبت به کل نبود. یعنی اینگونه نبود که به عنوان نمونه فرض کنیم که آقای جهانگیری 60 درصد رای جامعه را دارد.

*یعنی فکر می کنید برتری در نظرسنجی ها مقطعی بود؟

برتری جهانگیری در واقع نسبت به یک عنوان خاص مطرح در مناظره بود . یعنی همان وقت که جهت سنجش محبوبیت کاندیداها در یک مناظره نظرسنجی می شد،، رای آقای جهانگیری بالاتر بود.

* همان جریان اصلاح طلبان که آقای جهانگیری را به گزینه ای مثل شما ترجیح داد، بعد از انتخابات اصلا بی تفاوت به آقای جهانگیری عمل کرد. به عنوان نمونه طیفی مثل عاملان از آقای لاریجانی به عنوان یک گزینه محتمل صحبت کرد. آیا این اتفاق افتاد؟

نمی دانم من از این که شما می گویید، اطلاعی ندارم.

*ایده کارگزارانی ها بعد از انتخابات این است که جریان اصلاحات باید استراتژی را بر ایدئولوژی اش مقدم بداند تا قدرت را به دست بگیرد، بنابراین باید از گزینه هایی که می توانند پیروز باشند، حمایت کند. در این راستا گمانه ای طرح می شود که یک سوی آن لاریجانی است.

من طرح این گمانه را در هیچ محفلی نشنیده ام.

***همنشینی خاتمی و لاریجانی انتخاباتی نبود

*موافق هستید که آقای لاریجانی خودشان دارند به سمت اصلاح طلبان حرکت می کنند؟ مثل اتفاقی که در جماران افتاد.

همنشینی جماران اصلا عنوان دیگری هست. مرحوم آیت الله راستی کاشانی که به رحمت خدا رفتند، وداع با ایشان را در حسینیه جماران برگزار کردند و شخصیتهای سیاسی کنار هم نشستند. اصلا این عنوان انتخاباتی نبود.

*پس شما این ماجرا را اتفاقی می دانید.

دقیقا اتفاقی بود. مثل هنگامی که که آقای هاشمی مرحوم شدند خیلی ها می آمدند و کنار هم می ایستادند، می نشستند و در دوربین عکاسان ثبت می شدند. این ربطی به عنوان نداشت که بگوییم یک کار انتخاباتی بوده است.

*ولی در فضای رسانه ای حداقل این طور مطرح است.

رسانه ها نانشان در همین حرف هاست. (با خنده)

***رای ملی لاریجانی اوج نیست

*شما با این موافق هستید که اگر استراتژی اصلاح طلبان همان ائتلاف و همراه شدن با گزینه های میانه رو باشد، بعد از اتمام دوره هشت ساله ریاست جمهوری آقای روحانی ، گزینه ای که بتواند جای او را بگیرد و به لحاظ خط و مشی سیاسی به او نزدیک باشد؛ آقای لاریجانی است؟

هنوز جهت قضاوت کردن سریع هست. آقای لاریجانی در یکی، دو تا انتخابات که شرکت کردند میزان رای بالایی نداشتند. درواقع حداکثر رای آقای لاریجانی یک میلیون و سیصد هزار رای از نظر ملی بوده است.

*ولی از آن وقت گذشته و ایشان هم به مرور تغییراتی داشته اند.

داشتند ولی بالاخره تجربه نشان داده کسانی مثل مردها قالیباف و محسن رضایی در چند انتخابات شرکت کردند و رای آن ها اگر کمتر نشده باشد، زیاد نشده و در همان سطح باقی مانده هست. بنابراین رای ملی آقای لاریجانی چندان خوب نیست و اتفاقا در استان قم نیز همین دوره که ورود کردند نسبت به گذشته رای پایینتری کسب کردند و نفر دوم یا سوم شدند. درواقع این پرسشها الان قابل محاسبه نیست و در وقت خاص خودش باید بررسی شود. باید دید که حوادث کشور در آن مقطع زمانی چه خواهد بود و وضع چگونه است و کشور به چه گزینه و شخصیتی نیاز دارد.

این ها به وقت انتخابات برمی گردد و الان نمی توان روی این پرسشها حساب کرد. یکی از شخصیت های سیاسی کشور چهار سال در فکر این بود که مدیر جمهور شود ولی زمانی که در انتخابات شرکت کرد، رقیب مقابلش برنده بازی شد. درواقع به گونه ای حرکت کرد که چهار سال هیچ شد. رقیب او نیز در این چهار سال نیز اصلا حضور سیاسی و رسانه ای نداشت ولی هنگامی که در یک فضایی سیاسی ساخته شده، برنده انتخابات شد. کشور ما اینگونه هست. اینطور نیست که از الان برنامه ریزی کنیم که فردی چهار سال دیگر مدیر جمهور شود.

* به نظر می رسد که بعضی از صورت ها و فعالان سیاسی نیز این را پذیرفته اند. آقای احمدی نژاد به تازگی نامه ای نوشته که آقای لاریجانی قصد شرکت در انتخابات را دارد و من را رقیب و مانع خودش می بیند! در واقع دوباره قصد ایجاد یک دوقطبی را دارند. آیا فضای سیاسی به احمدی نژاد اجازه می دهد که یک بار دیگر وارد بازی های سیاسی شود ؟

این را باید از بزرگان پرسش کنید. من نمی توانم قضاوت کنم. مدت هاست که قوه قضائیه مطرح می کند پرونده آقای احمدی نژاد باز است و اینگونه خبرها در رسانه ها منتشر می شود ولی در عین حال می بینیم که از یک جایگاه خاصی برخوردار هست. در عین اینکه پرونده اش باز است ولی اتفاقی هم برایش نمی افتد.

*بنابراین احتمالش وجود دارد که ببینیم در آینده…

بالاخره در عالم سیاست هر چیزی محتمل هست. حتی دور گذشته رهبری ایشان را از ورود به انتخابات منع کردند ولی ایشان عضویت کرد و بعد صلاحیتش تائید نشد. نمی توانیم تشخیص دهیم که اشخاص چگونه عمل می کنند. قاعدتا هنگامی که که رهبری منع می کنند نباید ورود می کرد. خودش هم گفته بود که با نهی رهبری ورود نخواهد کرد ولی اینطور نشد! از من این نوع سوالات را نپرسید.

*کلی تر می پرسم؛ به ما بگویید که نقاط ضعفی که جریان اصولگرا باید روی آن کار کند جهت اینکه بتواند در انتخابات بعدی نیرومند تر ظاهر شود، چیست؟ به هر حال خودشان در مورد وحدتی که حاصل نشد، صحبت می کنند.

در اصولگرایان اشتباهات زیادی از نظر تشکیلاتی و سیاسی وجود دارد. اولا طیف ارزش خیلی وسیع هست. از افراط گرایی تند دارند تا آدم های متعادل. افراط گراها خسارت و لطمه ارزش جهت این طیف بسیار زیاد هست. یعنی یکی از جاهایی که عامل شکستشان هست، همین افراطی گرایی ها هست. کسانی نیز هستند که واقعا نفاق دارند یعنی جلو رو یک طور حرف می زنند و پشت سر طور دیگری واکنش‌ها می کنند.

بحث نفاق از خصلتهای بسیار بد مذمت شده است در اسلام و جامعه هست. مردم می گویند ما آدم دورو نمی خواهیم و بالاخره باید یک رو و صاف وصادق باشید. تکثر آرا در آنها خیلی زیاد هست. یعنی هم ظاهر های تحصیلکرده و بازاری در بینشان است و هم افراد غیرتحصیلکرده و متدین. به عبارتی این ترکیب اصولگرایان نمی تواند هیچگاه موفق باشد. در همین انتخابات اخیر که این همه روی موتلفه حساب می کردند، مشخص شد که رای موتلفه چقدر هست. آقای میرسلیم کاندیدای موتلفه بود و با چه آب و تابی هم می آمد و همه چیز را زیر پرسش می برد. ببینید! این نوع رفتارها منتهی به شکست هست. بنابراین با این اوضاع که الان دارند، در جامعه ایرانی جایگاه چندانی ندارند. در حد همین 10، 15 درصدی که گوشه و کنار هستند.

*در انتخابات قبلی تلاش کردند که تشکیلاتی کار کنند و از شورای سیاستگذاری الگوبرداری کرده و جمنا را تشکیل دادند. هرچند که خیلی هم موفق نبود. الان صحبت از بازبینی در جمنا هست. به نظر شما اصولگرایان راست سنتی با جمنا می مانند یا آنها نیز به سمت ائتلاف هایی مثل آقای روحانی، لاریجانی و میانه روها حرکت می کنند؟

نمی توانم آینده نگری کنم. من فقط می دانم وضعیتی که دارند از نظر جامعه مقبولیت و پذیرش ندارند. اگر شما به ترکیب جمعیتی کشور نگاه کنید، بدون اغراق یک جمعیت حدود 80 درصدی علاقه مند هستند که یک زندگی آرام داشته باشند و به عبادت، سیاحت و تفریح خود برسند. معاش خودشان را کنار خانواده خودشان داشته باشند. درواقع دنبال دردسر نمی گردند که بخواهند دردسر درست کنند. چون هر حرکت افراط گرایانه در کشور دردسرساز هست. با این رویکرد آن 80 درصد از این طیف دردسرساز فاصله می گیرند. هرچند ممکن است در کوچه و بازار و در و همسایه با هم سلام و علیک کنند ولی روزی که قرار است رای دهند حتما یادشان می آید.

*پس تنها راه جهت اصولگرایان جذب این طبقه میانگین بدنه اجتماعی است.

بله، اینگونه است.

***زیر پای رییسی پوست خربزه گذاشتند

* چند پرسش در مورد اشخاص خاص دارم که امیدوارم مشخص تر پاسخ دهید و از آن با «نمیدانم» نگذرید! اول در مورد آقای رئیسی که در انتخابات قبلی شکست خورد. می بینیم که فعالیت هایشان زیاد شده است هست. دفعه قبل که در انتخابات شرکت کردند فعالیت چندانی نداشتند و حضورشان همه را متعجب کرده بود ولی طی هفته های اخیر شاهد فعالیت و تحرکات ایشان هستیم. به نظر شما مفهومش این است که اصولگرایان این گزینه را حفظ می کنند جهت اینکه دوباره از او استفاده کنند؟

والله من در اصولگرایان و بعضی از جمع هایشان نظرات متفاوت در مورد آقای رئیسی شنیده ام. حتی در انتخابات هم یک نظر نبود و متفاوت بودند.

* خودشان هم روی رئیسی اتفاق نظر ندارند؟

من در انتخابات هم به ایشان پیغام دادم و گفتم. به نظرم پوست خربزه ای بود که زیر پای آقای رئیسی گذاشتند به این نحوی که ورود کرد و آقای قالیباف خارج شد.

*** رای قالیباف کمتر از رییسی بود

*چرا باید این اتفاق می افتاد؟ اگر آقای قالیباف می ماند، رای می آورد؟

نه، رای آقای قالیباف کمتر از آقای رئیسی بود. بالاخره این نحوه ورود و خروج واین پرسشها همه از نظر مردم و از نظر سیاسی به ضرر ایشان بود. به نظرم آقای رئیسی جایگاهی پیدا کرده بود که اگر کمی صبر می کرد می توانست این آینده را نداشته باشد. بالاخره مردم به امام رضا(ع) علاقه مند هستند. در مجموع در بین اصولگرایان هم یک نظر در مورد ایشان نیست و نظرات متفاوتی وجود دارد.

*یعنی هنوز موافقانی هستند…

بله، و مخالفانی هم دارد.

*فکر می کنید آقای قالیباف بعد از این همه شرکت در انتخابات چه وضعیتی دارند؟

پرونده سیاسی خود را بست.

*آیا خودشان هم به این درک رسیده اند یا باز هم …

بستگی به فضای کشور دارد.

*گزینه دیگری که اصولگرایان دارند و دیدیم که از او استقبال نشد، آقای جلیلی هست. آقای باهنر به تازگی گفته اند که دولت در سایه هیچ ارزشی ندارد. آیا از افرادی مثل جلیلی استقبال نمی شود و دچار این آینده می شوند.

این ها به قول معروف محلی و موردی هست. شما یک وقت در سطح ملی صحبت می کنید و یک وقت در سطح یک گروه یا یک هیات یا تشکیلات کوچک. این ها همه جزء اند. در سطح ملی اگر نگاه کنید، آرایش آنها چندان قابل توجه نیست و نبوده هست. امانکته ای که وجود دارد این است که بعد از یکی، دو دور ورود، از این تجربه استفاده بهینه نمی کنند. باز هم به دلایلی ادامه می دهند.

*در انتها بفرمایید که به نظر شما اوضاع کدام یک از دو جریان در شرایط کنونی بهتر است و روند منطقی تری را پیش گرفته و می توان امیدوار بود که در مراحل بعدی نیز موفق می شود؟

ببینید! ارزیابی این دوره باید مبتنی بر ارزیابی عملکرد باشد نه گفتمان. چون گفتمان حرف است و همه چیز می توان گفت. لکن اگر فرض کنیم دولت آقای روحانی را با دولت آقای احمدی نژاد بخواهیم مقایسه کنیم، یا دولت آقای خاتمی را با آقای احمدی نژاد، اصولگرایان در این مدت یک دولت زیاد نداشتند که دولت احمدی نژاد بود که واقعا عملکرد بسیار بدی داشته هست. هنوز آثار این دولت از جهت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گریبان گیر کشور است و مردم واقعا به این امر واقف هستند. در کوچه و بازار همه بر این مسئله اذعان دارند.

اما عملکرد دولت آقای خاتمی به گونه ای است که رضایت مردم را در پی داشته و دارد. و الان مردم به طور نسبی از دولت آقای روحانی راضی اند. بعد ما اگر عملکردی نگاه کنیم، می بینیم اصولگرایان در کشور، عملکرد خوبی نداشته اند. درمجموع تناقض گویی و سوء عملکرد در جبهه اصولگرا، زیاد بوده و به همین علت هم خیلی مورد توجه و اسقبال مردم نیستند. اصلاح طلبان نیز در بعضی جاها و در مقاطع مشکلاتی داشته اند و منکر این نیستم ولی در مجموع هنگامی که مقایسه کنیم، محبوبیت آقای خاتمی در کشور خیلی زیاد هست. بالاخره ایشان یک حرف می زند و حرفش کلی بار مثبت و رای دارد. این نشان از محبوبیت ایشان بین مردم هست. ولی ما یک چنین صورت ای در اصولگرایان نداریم.

* فردی که بتواند با اعلام نظر خودش در نتیجه انتخابات تاثیرگذار باشد.

بله، تا آقای هاشمی بودند در جبهه اعتدال خیلی تاثیرگذار بودند ولی ایشان جمله ای ماندگار گفتند که مردم راه خودشان را گزینش کرده اند و این راه اعتدال هست. آقای خاتمی صورت محبوبی است حتی اگر ممنوع التصویر و ممنوع الکلام نیز باشند چیزی از محبوبیت ایشان کاسته نمی شود بلکه زیاد نیز می شود. این نوع رفتارها و پرسشها نتیجه اش همان می شود که سر صندوق رای شاهد هستیم.

*از فرصتی که به ما دادید، متشکرم.

واژه های کلیدی: سیاسی | سیاسیون | انتخابات | جهانگیری | اصلاح طلب | محمد هاشمی | اصلاح طلبان | دکتر روحانی | انتخابات مجلس | انتخابات سال 96 | نتیجه انتخابات

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs